سفارش تبلیغ
ساعت مچی smart
نیلوفر - وبلاگی برای نی نی ها و مامان و باباهاشون!

نیلوفر - وبلاگی برای نی نی ها و مامان و باباهاشون!


خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
 RSS 

:: کل بازدیدها :: 
106581

:: بازدید امروز :: 
94

:: بازدید دیروز :: 
147

:: درباره خودم ::

نیلوفر - وبلاگی برای نی نی ها و مامان و باباهاشون!
نیلوفر[23]
من یک داداش کوچولو که یک سال و نیم دارد ، دارم . و او را خیلی دوست دارم و به خاطر همین تصمیم گرفتم وبلاگی برای کودکان و والدینشان بسازم. حتما می پرسید چرا والدینشان؟! چون من می خواهم علاوه بر این که در وبلاگم داستان برای بچه ها وشعر وسایت های کودکانه بنویسم ، درباره ی پزشکی کودکان وبیماری های آن ها و سایت های مربوطه نیز مطالبی می نویسم.

:: اوقات شرعی ::

:: لینک به وبلاگ :: 

نیلوفر - وبلاگی برای نی نی ها و مامان و باباهاشون!

:: دوستان من ::

حجاب
راهنما
به دادم برس
ساغر هستی
فاطمه زهرا کوچولو
کوثر
علم و اسلام

:: لوگوی دوستان من ::



















































:: اشتراک در خبرنامه ::

 

:: مطالب بایگانی شده ::

مطالبی مرتبط با کودکان [9]
زمستان 1386 [4]
پاییز 1386 [5]
تابستان 1386 [2]

:: موسیقی وبلاگ ::

   1   2   3      >

13/6/90 ::  10:10 عصر




















































































اگر بیش فعالی تا سن خاصی ادامه یافته و درمان نشود، حتما کودک را در بزرگسالی به سمت رفتارهای پرخطر سوق می دهد.





















































15 روش برای کنترل کودکان بیش فعال





















اگر بیش فعالی تا سن خاصی ادامه یافته و درمان نشود، حتما کودک را در بزرگسالی به سمت رفتارهای پرخطر سوق می دهد.


حتما دیگر همه می دانیم که بیش فعالی در کودکان چه بیماری ای است و کودکان بیش فعال چه علائمی را از خود نشان می دهند؛ بی قراری، کم توجهی، بی دقتی و خیلی از علائم مشابه که البته اگر تا سن خاصی ادامه یافته و درمان نشوند، حتما کودک را در بزرگسالی به سمت رفتارهای پرخطر سوق می دهند.


البته شاید خیلی از والدینی که چنین فرزندانی دارند، هنوز نمی دانند که در برابر بیش فعالی کودک خود چه عکس العملی را باید نشان دهند. راهکارهای زیر ممکن است در این مورد به شما کمک کنند:


1) فرزند شما همان کاری را انجام می دهد که شما انجام می دهید فرزندان شما برای این که چگونه در دنیای بیرون رفتار کنند، از رفتار شما الگو می گیرند. شما باید از رفتار خودتان برای راهنمایی فرزندتان کمک بگیرید.


اگر می خواهید فرزندتان کلمه «لطفا» را به کار برد، خودتان نباید استفاده از این کلمه را فراموش کنید. اگر می خواهید فرزندتان با صدای بلند صحبت نکند، باید صدای خود را همیشه در حد معقول نگه دارید. فراموش نکنید آنچه که در عمل ثابت می کنید، بسیار مهم تر از آن است که حرفش را می زنید.


2) احساستان را به فرزندتان نشان دهید صادقانه به فرزندتان نشان دهید که رفتار او چه تاثیری در شما می گذارد. احساسات فرزند شما از خود شما تاثیر می پذیرد. شما برای فرزندتان شبیه یک آینه هستید. او احساسات و رفتار شما را دریافت می کند و بازتاب می دهد.


در سن 3 سالگی کودک می تواند احساسات خود را به صورت واقعی نشان دهد. یک مثال ساده؛ وقتی شما می گویید: «من از این زندگی خسته شده ام» و با ضمیر«من» جمله را آغاز می کنید، به فرزندتان این امکان را می دهید که زندگی را از دیدگاه شما ببیند. بنابراین در انتخاب جملاتتان بسیار دقیق باشید.


3) فرزندتان را به کار خوب تشویق کنید وقتی فرزندتان به گونه ای رفتار می کند که شما می پسندید، می توانید او را با جملاتی مثبت تشویق کنید. وقتی فرزندتان تکالیفش را به موقع انجام می دهد، به او بگویید: «من به داشتن پسر یا دختری مثل تو افتخار می کنم».


4) دوستانه در مقابل فرزندتان زانو بزنید زانو زدن روی زمین به طوری که در مقابل فرزندتان قرار بگیرید، یکی از قوی ترین راه های ارتباط مثبت با او است. وقتی به فرزندتان نزدیک می شوید، به او اجازه می دهید تا از آهنگ صدای شما آنچه را که فکر می کنید، دریافت کند و بر آنچه مورد نظر شماست تمرکز کند. وقتی توجه او را به خود جلب کنید، دیگر لازم نیست با اجبار او را وادار به این کار کنید.


5) برای فرزندتان یک شنونده خوب باشید گوش کردن به عقاید فرزندتان یکی از راه های کنترل کردن آنهاست. فرزند شما برای این که نمی تواند عقاید خود را خوب مطرح کند، دچار نا امیدی می شود. شما می توانید با یک جمله ساده از بروز این نا امیدی جلوگیری کنید؛ مثل «من می دونم تو چه احساسی داری و کاملا درکت می کنم». با این جلمه به او کمک می کنید که بر کشمکش های درونی خود غلبه کند. به او ثابت می کنید عقاید او مورد احترام شماست.


6) به قولتان عمل کنید زمانی که بر اساس قول هایی که داده اید عمل می کنید، چه خوب و چه بد، فرزندتان به شما اعتماد خواهد کرد و به شما احترام می گذارد. بنابراین وقتی به او قول می دهید پس از مرتب کردن اتاقش او را به پارک می برید، باید به قولتان عمل کنید.


یا وقتی قول می دهید موقعی که با شما به کتابخانه می آید اگر آرام باشد او را به شهر بازی می برید، ولی او بر خلاف نظر شما عمل می کند، اصلا لازم نیست به او اعتراض کنید. فقط به آنچه که قول داده بودید، عمل نکنید. همیشه عمل کردن بسیار مهم تر از حرف زدن در مورد چیزی است.


7) وسایل با ارزش را از دسترس فرزندتان دور نگه دارید وقتی عینک شما وسیله جالبی برای بازی در نظر فرزندتان است، فراموش نکنید که او نمی داند نباید با خیلی از وسایل ضروری بازی کند. کافی است این وسایل را از دسترس فرزندتان دور کنید.


8) مرزهای مشخص بین خودتان و فرزندتان قرار دهید قبل از این که در امور شخصی فرزندتان دخالت کنید، بهتر است از خود بپرسید آیا این دخالت واقعا لازم است؟ بهتر است درخواست ها و دستورالعمل ها و پاسخ های منفی را به حداقل ممکن برسانید تا از بروز کشمکش های درونی و احساسات نا هنجار جلوگیری کنید.


9) فرزند شما باید بداند که با داد و فریاد کاری از پیش نمی برد فرزند شما با داد و فریاد چیزی را از شما می خواهد ولی با توجه کردن به داد و فریادهایش او را بیشتر به این کار تشویق می کنید.


در این مواقع به او بگویید نه! یعنی نه! و تحت هیچ شرایطی این کار را برای او انجام نمی دهید. اگر به او بگویید نه یعنی نه، ولی آن کا را برای او انجام دهید، او عادت می کند برای درخواست کوچک ترین چیزی ناله و شکایت کند و می داند در نهایت موفق می شود. باید از ایجاد این حس در فرزندتان جلوگیری کنید و به او یاد دهید که باید قوی باشد.


10) خواسته هایتان را مثبت و آسان با فرزندتان مطرح کنید اگر خواسته ها یتان را واضح و ساده با فرزندتان در میان بگذارید، او می داند که شما از او چه انتظاراتی دارید و تفکر او را در یک مسیر مثبت قرار می دهید. برای مثال به جای استفاده از حالت منفی جمله «در را باز نگذار» از حالت مثبت«لطفا در را ببند» استفاده کنید.


11) به فرزندتان مسئولیت و فرصت تجربه دهید وقتی فرزندتان رو به رشد می رود، مسئولیت رفتارش را به خود او واگذار کنید و به او اجازه دهید تا مراحل طبیعی رشد رفتاری را خودش تجربه کند. لازم نیست که همیشه شما مسئولیت هایش را به او گوشزد کنید. با توجه زیاد به فرزندتان حس مسئولیت پذیری را از او سلب می کنید. شما باید به فرزندتان فرصت دهید تا خودش به نتایج منطقی برسد.


12) هر چیزی را یک بار به فرزندتان بگویید و به او فرصت حرکت دهید انتقاد دائم از فرزندتان نه تنها کاری از پیش نمی برد بلکه فقط باعث خستگی خود شما می شود. اگر می خواهید فرزندتان با شما همکاری کند، بهتر است با یک بازی ساده از او بخواهید کاری را که می خواهید، انجام دهد.


در این بازی شما از فرزندتان در انجام کاری کمک می گیرید، از شماره یک تا شماره 3 بشمارید، با توجه به کاری که به او سپرده اید زمان بین شماره یک تا3 را در نظر بگیرید. اهمیت بازی را به او یادآوری کنید و شروع به شمارش کنید. در این فاصله او باید آن کا را انجام دهد.


13) به فرزندتان ارزش دهید و به او نشان دهید که فرد مهمی است فرزند شما دوست دارد که در امور خانواده سهیم باشد. شما می توانید با واگذار کردن کارهای خیلی ساده منزل یا کارهایی که فرزندتان می تواند به سادگی از پس آنها بر بیاید، به او فرصت دهید تا نقش خود را به عنوان یک فرد مهم در امور خانه بازی کند.


این باعث می شود که فرزندتان اهمیت نقش خود را در خانه احساس کند. هر چه کارهای بیشتری به او بسپارید، او بیشتر تلاش می کند. سپردن کارهای بی خطر منزل به فرزندتان باعث می شود


? او تبدیل به فردی مسئول شود


? اعتماد به نفس در او به وجود آید


? به خود شما هم کمک کند.


14) به فرزندتان فرصت دهید خودش از حقوقش دفاع کند در زندگی فرزند شما موقعیت هایی پیش می آید که او باید بتواند از حقوق خود دفاع کند. شما باید این موقعیت ها را به صورت ساده برای او فراهم کنید تا درصورت لزوم خود او بتواند از حقوقش بدون کمک شما دفاع کند.


15) لبخند را به چهره فرزندتان هدیه دهید یکی دیگر از راه های کاهش تنش روانی و کشمکش های درونی فرزندتان این است که با او شوخی کنید. می توانید وانمود کنید که یک هیولای ضعیف هستید که او می تواند شما را شکست دهد یا صدای حیوانات را تقلید کنید. یک شوخی ساده لبخند را برای شما و فرزندتان به ارمغان می آورد.




































ترجمه آذین مهبد











روزنامه همشهری


15/1/88 ::  6:53 عصر


آمادگی برای پدر و مادر شدن




اتخاذ نقش والد سخت ترین کاریست که هر کسی می تواند داشته باشد و این به معنی این
است کهزندگی ما در حال تغییر است و زوجین باید برای این تغییرات آماده باشند. به
عنوان مثال تغییرات بدنی که در طی حاملگی اتفاق می افتد و یا مهم تر از آن تغییرات
هیجانی و ذهنی که با تولد فرزند      ارتباط دارند. این تغییرات ممکن است برای
والدین مثبت و هیجان آور یا چالش زا باشند. برخی از جنبه های مثبت ورود کودک به
خانواده عبارتند از:





منحصر به فرد بودن تجربه حضور کودک:

بچه ها منحصر به فرد و اختصاصی اند و والدین با حضور کودک می توانند یاد بگیرند که
از دنیای جدیدشان لذت ببرند.





تجربه جدید عشق:

تولد یک کودک تجربه جدیدی در عشق برای والدین در بر دارد که می تواند عمیق باشد.





ایجاد برداشت های جدید از خود در والدین:

بسیاری از والدین بدنبال تولد فرزند احساس پختگی و مسئولیت پذیری پیدا می
کنند.





حس جدیدی اززندگی خانوادگی:


فرزندان به شکل گیری حس جدیدی از ارتباط خانوادگی      کمک می کنند.





رشد فردی:


تربیت فرزند و والد بودن فرصتی را برای هدایت، آموزش و انتقال ارزش ها          
فراهم می سازد. همچنین به ایجاد مسئولیت پذیری اقتصادی، حمایت مستقیم از کودک و
ایجاد تعادل در فعالیت های کاری و نقش والد کمک می کند.




بر این اساس والد شدن اتخاذ یک نقش جدید در زندگی است که تا این زمان افراد هیچ گاه
چنین تجربه ای نداشته اند و لازم است که افراد با این تغییرات و نقش های جدید
سازگار شوند.




به عنوان مثال والدین مجبور خواهند بود که زمان کمتری را صرف فعالیت های اجتماعی
نمایند. لذا به عنوان والد لازم است به دو سؤال اساسی زیر پاسخ دهند:





1- چه کاری را به عنوان والد انجام خواهید داد.





2- انتظار دارید چه تغییراتی در زندگی و ارتباطتان رخ دهد.




برای پاسخ دادن به این سؤالات لازم است در مورد نیازهای این نقش جدید فکر کنید. فهم
تجربیات گذشته، توانایی های فردی و کسب اطلاعات می توانند در آماده شدن برای نقش
والد               کمک کننده باشند.


29/12/86 ::  10:35 صبح




عید اومد ، بهار شده




آی بچه های نازنازی
بیاین با هم بریم بازی
بازی و شادی بکنیم
هل هل و کل کل بکنیم
عید اومده بهار شده
غنچه گلها وا شده
درختها باز قشنگ شدن
زمین ها پرز گل شدن
شادی کنیم بازی کنیم
همدیگه رو بوس بکنیم
رخت و لباس عوض کنیم
کفشهای خوشگل پا کنیم
اما به یاد داشته باشیم
همسایه های اینوری
همسایه های اونوری
اونام باید شادی کنن
توی کلاس و مدرسه
همکلاسی و هم بازی
اونام باید شادی کنن
اگر پول کمی دارن
پول لباس نو ندارن
از توی قلک ها میشه
کمک به اونها بکنیم
یا این که از بزرگترا
کمک براشون بگیریم
همه باید با همدیگه
بازی و شادی بکنن
همه باید عید که می شه
هل هل و کل کل بکنن


 

   1   2   3      >