سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
مطالبی مرتبط با کودکان - وبلاگی برای نی نی ها و مامان و باباهاشون!

مطالبی مرتبط با کودکان - وبلاگی برای نی نی ها و مامان و باباهاشون!


خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
 RSS 

:: کل بازدیدها :: 
117824

:: بازدید امروز :: 
18

:: بازدید دیروز :: 
100

:: درباره خودم ::

مطالبی مرتبط با کودکان - وبلاگی برای نی نی ها و مامان و باباهاشون!
نیلوفر[21]
من یک داداش کوچولو که یک سال و نیم دارد ، دارم . و او را خیلی دوست دارم و به خاطر همین تصمیم گرفتم وبلاگی برای کودکان و والدینشان بسازم. حتما می پرسید چرا والدینشان؟! چون من می خواهم علاوه بر این که در وبلاگم داستان برای بچه ها وشعر وسایت های کودکانه بنویسم ، درباره ی پزشکی کودکان وبیماری های آن ها و سایت های مربوطه نیز مطالبی می نویسم.

:: اوقات شرعی ::

:: لینک به وبلاگ :: 

مطالبی مرتبط با کودکان - وبلاگی برای نی نی ها و مامان و باباهاشون!

:: دوستان من ::

راهنما
حجاب
به دادم برس
ساغر هستی
فاطمه زهرا کوچولو
کوثر
علم و اسلام

:: لوگوی دوستان من ::



















































:: اشتراک در خبرنامه ::

 

:: مطالب بایگانی شده ::

مطالبی مرتبط با کودکان [9]
زمستان 1386 [4]
پاییز 1386 [5]
تابستان 1386 [2]

:: موسیقی وبلاگ ::


5/7/86 ::  9:35 صبح


                           رنگ و سلامتی



آیا می دانید که رنگ ها نماد و سمبل چیزهای خاصی هستند و بر روح و روان و هم چنین جسم و سلامتی ما انسانها، تأثیر بسزایی می گذارند؟ اگر می خواهید از راز و رمز رنگ ها با خبر شوید، حتماً این مقاله را با دقت بخوانید.


رنگ قرمز:


قرمز سمبل عشق و خشم و غضب خود زندگی است؛ که به خاطر قدرت نافذش ـ به این علت که برترین رنگ هاست ـ برای درمان کندی گردش خون، مشکلات و ناراحتی های قلب و عضلانی به کار گرفته می شود. رنگ قرمز هیجان، شوق، اشتیاق، شور، عشق، علاقه، جذبه و جوش و خروش به وجود می آورد، احساس را برمی انگیزد و تأثیری شادی آفرین در بردارد.


رنگ نارنجی:<\/h2>

 نارنجی سمبل شادمانی، لذت، خوشی، موفقیت و نشاط است و به سرحال آمدن روحیه کمک می کند، از این رو، برای درمان مشکلات مرتبط با افسردگی، اضطراب، دلشوره، ترس و وحشت بیمارگونه مورد استفاده قرار می گیرد. نارنجی، اشتهای سالم را برمی انگیزد و غرایز و امیال را افزایش می دهد . رنگ نارنجی منبع گرمابخش، الهام بخش و  تشویق و ترغیبی برای همه  ی جنبه ها و ابعاد زندگی محسوب می شود.


رنگ زرد:<\/h2>

 زرد رنگ پالایش و تطهیر مطلق است، که وضوح و شفافیت عقل و خرد را برمی انگیزد و نیز سموم و ناخالصی ها را پردازش و ریشه کن می کند. زرد به واسطه ی توانایی بخشیدن برای غلبه بر عدم قابلیت ها و قدرت و استحکام بخشی به عملکردهای غدد درون ریز داخلی بدن به افراد کمک می کند.


رنگ سبز: <\/h2>

سبز رنگی تسکین بخش و آرامش دهنده است که به کاهش تورم و التهاب مفاصل، بافت ها و نسوج کمک می کند؛ این رنگ به جسم آرامش می بخشد و به کاهش التهاب کمک می کند. سبز رنگ طبی، آرام و تسکین یافته است.


رنگ فیروزه ای: <\/h2>

فیروزه ای رنگ آرامش فکری و ذهنی است و با انسدادها و موانع حک شدن در خاطر و ذهن و روان مبارزه می کند. فیروزه ای به عنوان یک تقویت کننده عمل می کند و می تواند به تنظیم مجدد و ایجاد تعادل در روده ی کوچک و بزرگ کمک کند. فیروزه ای رنگی است که به پیشرفت و تسهیل رشد معنوی کمک شایان توجهی می کند.


رنگ آبی:<\/h2>

 آبی رنگی ملایم و سرد است که تأثیری آرام بخش و تسکین دهنده در داخل و خارج از بدن در بر دارد. رنگ آبی در درمان اختلالات و مشکلات خواب و سردردها خیلی مفید و مؤثر واقع می شود و در عین حال، خاصیت ارتجاعی و انعطاف پذیری بافت و نسوج در اعضای بدن را به حالت تعادل درمی آورد و منظم می کند. رنگ آبی در رفع انواع گونه های گرفتگی عضلات و دل دردهامفید است و اثری ضد باکتری دارد.


رنگ بنفش:<\/h2>

 بنفش افزایش دهنده و تقویت کننده ی سطح هوشیاری و خودآگاهی است. بنفش عملکرد صحیح سیستم لنفی (غدد لنفاوی) را بهبود می بخشد و در مواقع یائسگی خیلی مفید و سودمند عمل می کند. بنفش رنگ خنثی کننده ی زخم ها و صدمات عاطفی و احساسی است و برای رشد و توسعه معنوی مفید واقع می شود.


رنگ ها نقش خیلی مهمی در همه ی ابعاد و جنبه های زندگی ما ایفا می کنند، رنگ ها روی احساسات، حواس، بینش، بصیرت، قوه بینایی، قوه شنوایی، قوه چشایی، قوه بویایی و حتی صدای ما اثر دارند. دیدن رنگ ها باعث تغییرات حالات و خلق و خوی ما می شود و آنها به نحو خیلی مؤثری روی خودآگاهی و هوشیاری وحتی ضمیر ناخودآگاه ما تأثیر می گذارند، به عنوان مثال، قرمز رنگ خشم و غضب است و سفید رنگ صلح و صفا و آرامش حتی می توانیم رنگ ها را در مکالمات و گفتگوهای معمول روزمره مان مورد استفاده قرار دهیم. مثلاً: آسمان سیاه است یعنی آسمان تیره و گرفته است یا او سفیدتر از سفید است یعنی او رنگ ورویی پریده و سفید دارد یا از فرط حسادت و خشم سبز شده ام یعنی از فرط عصبانیت و حسادت دارم می ترکم. ما قدرت خلاقیت و ابتکارمان را از طریق رنگ ها ابراز می کنیم. رنگی که انتخاب می کنیم معانی زیادی دربردارد، نه تنها در رابطه با بیان احساساتمان، بلکه در این ارتباط که مایلیم چه احساسی داشته باشیم. رنگ ها، هم چنین، برای شفا و بهبودبخشی مورد استفاده قرار می گیرند، چرا که تأثیرات قدرتمندی روی بدن و جسم ما دارند. این بدان معنا است که همه ی رنگ ها می توانند اثرات منفی یا مثبت در برداشته باشند. مثلاً، اتاقی که در آن رنگ ها و سایه ها متضاد ته رنگ های خالص (رنگ هایی که در چرخه رنگ متضاد هستند و مقابل هم قرار گرفته اند) مثل قرمز و سبز استفاده شده است، تصور می شود که برانگیزنده تر باشد. پس این ترکیب رنگ ها می توانند برای بهره گیری در مهد کودک ها مناسب و خوب باشد، ولی اگر می خواهید از آنها در اتاق خواب استفاده کنید، بایستی به واسطه ته رنگ ها و سایه های همان زمینه ملایم شوند. مثل صورتی و سبز روشن. ترکیب رنگ های هم خانواده (رنگ هایی که روی چرخه رنگ کنار یکدیگر قرار دارند) آرامش، سکوت و سکون را القا می کنند، در نتیجه، استفاده از آنها برای اتاق بچه ها توصیه می شود.


به واسطه شناسایی اتاقی که بیشتر از همه از آن استفاده می کنید، طرح رنگ تان را برگزینید. هر رنگی مایه و سایه روشنی گرم و سرد دارد و شما بایستی تعیین کنید که آیا خواهان محیطی ملایم و آرامش بخش هستید یا محیطی برانگیزنده را ترجیح می دهید، به عنوان مثال، رنگ های گرم القاگر فعالیت، پویایی و جنب وجوش هستند، درحالی که رنگ های سرد القاگر خلق و خو و حالات روحی آرام و ساکن.


تیرگی و روشنی رنگها نیز روی خلق و خو و حالات روحی ما تأثیر می گذارد، به عنوان مثال، رنگ زرد سیر (پررنگ) بیشتر از لیمویی روشن اثری عمیق ایجاد می کند.


به یاد داشته باشید که وقتی رنگ ها روی پس زمینه ای سفید یا نزدیک به سفید قرار می گیرند، در ظاهر سیرتر جلوه می کنند. رنگ های تیره وقتی نزدیک رنگ های روشن قرار می گیرند، حتی تیره تر به نظر می رسند. رنگ های مکمل (متمم) وقتی کنار یکدیگر مورد استفاده قرار گیرند، سیرتر به نظر می رسند.


26/6/86 ::  10:40 صبح


ازدواج موقت


امروزه آنچه در سایت ها ،خبر نامه هاو حتی میان مردم در مورد آن بعضا صحبت واظهار نظر می شود، بحث ازدواج موقت است. اگر چه ازدواج موقت موضوعی جدید نیست ومنشاء آن به هزار وچهار صد سال قبل باز می گردد، اما سوال مهم آن است که چرا ازدواج موقت با آنکه در قانون و شرع پیش بینی شده ، اکنون مورد توجه خاص قرار گرفته و چرا عده ای از باب انتقاد و یا دفاع از آن در برابر هم صف کشیده اند؟


البته باید این نکته را قبل از ورود به بحث متذکر شوم که در این مقاله به هیچ عنوان نمی خواهیم اظهار نظر کنیم که در شرایط فعلی ، ازدواج موقت برای چه کسانی سودمند است ویا اینکه می توان مردان متاهل را ولو به قیمت فروپاشی زندگی مشترکشان در  اقدام به ازدواج موقت  ستایش کرد ؟!


بیایید برای آغاز بحث به دو مطلب توجه کنیم:


 1- غرایز و تمایلات انسان


2- ارضاء و تامین غرایز


 این مسئله قطعی و مسلم است که انسان دارای قوا و غرایز متعددی است که موهبتی الهی در وجود بشر است و برای انسان وساختار وجودی او لازم وضروری است .


غریزه ی انسان در خوردن وآشامیدن ، چیزی نیست که بتوان آن را از او گرفت .چرا که تمایل انسان به خوردن وآشامیدن برای حیات وادامه ی زندگی او ضروری است و به سلامت و حفظ ساختار فیزیکی و حتی روحی - روانی او کمک می کند . این غریزه در انسان اگر به شکل درست ومنظمی تامین نشود ، به او ضرر می رساند به این معنا که زیاده روی در خوردن وآشامیدن و یا حتی کوتاهی در تامین این غریزه ، هر دو در دو جهت مخالف به او صدمه خواهند زد و تنها در مسیر اعتدال می تواند برای او مفید بوده و به او سلامتی بخشد .


همین طور نیاز انسان به محبت ، چیزی نیست که بتوان آن را در وجود او خاموش کرد بلکه انسان به محبت نیاز دارد .بنابراین اگر این محبت از مسیر صحیح خارج شود، می تواند عامل بسیاری از مشکلات روحی و روانی باشد .


با این دو مثال وارد مقوله ی غریزه جنسی می شویم . تمایلی که خداوند آن را در وجود انسان قرار داد تا هم نیاز جسمی خود و هم نیاز روحی اش را از این راه برطرف کند. چرا که دو جنس( مرد وزن) به دلیل تفاوت هایی که در ساختار روحی وجسمی دارند به هم نیاز دارند و این نیاز ، باعث تداوم نسل بشر و سازندگی در جامعه خواهد شد .


واضح است که این موهبت الهی اگر به حال خود رها شود ،منشأ خطرات و نابسامانی هایی در خانواده و حتی در جامعه خواهد شد و سرکوب وخفه کردن آن نیز ، انحطاط نسل بشری و بیماری های روحی وروانی را به همراه خواهد داشت ؛ لذا تنها راه ارضاء آن ، به نحو مطلوب وصحیح است .



بهترین وزیباترین مسیر در ارضاء این غریزه ، ازدواج و تشکیل خانواده است آن هم ازدواج به صورت دائم .

اما در کنار ازدواج دائم در شرع و قانون مدنی، از ازدواج و نکاحی به نام نکاح منقطع (ازدواج موقت – صیغه ) نام برده شده است .


در ماده 1075 قانون مدنی ، نکاح منقطع را این گونه تعریف میکند : نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد . بنابراین از شرایط الزامی در نکاح موقت ، تعیین مدت زمان آن است و بدون این مدت ، عقد منعقد نخواهد شد .


اهمیت این موضوع تا آن جا است که قانون گذار در ماده بعد ، تعیین مدت را تاکید میکند{ ماده 1076 ، مدت نکاح منقطع باید کاملا معین باشد .}در کنار تعیین مدت از شرایط لازم در انعقاد این عقد  ، تعیین مهریه  است بر خلاف ازدواج دایم که عدم تعیین آن خللی به عقد وارد نمیکند .


{ماده1905 در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است . ماده 1087 اگر در نکاح دایم مهر ذکر نشد یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است.....}


 بنابر این از نظر قانون ارتباط زن و مرد در عقد موقت در همین مدت کوتاه بوده و این مدت می تواند از چند ساعت تا چند سال باشد و با پایان مدت نکاح خود به خود منحل می شود و به غیر از مهریه تنها در صورت  شرط ضمن عقد ، زن از حقوق مالی برخوردار خواهد شد . بدین معنا که در نکاح موقت به موجب قانون مدنی زن و مرد از یکدیگر ارث نمی برند و به زن نفقه تعلق نمیگیرد.


{ماده 1113در عقد انقطاع  ، زن حق نفقه ندارد  مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه  عقد مبنی بر آن جاری شده باشد } .


قانون گذار با تاکید بر مدت نکاح و مهریه دو مسئله مهم را مورد توجه قرار میدهد :


1- وضعیت حقوقی زن و مرد در این ارتباط کوتاه ، تا به موجب آن زن و مرد به حقوق و تکالیف خود ولو در مدت کوتاه آگاه بوده و این مسئله باعث سوء استفاده نگردد


2- این عقد  بر خلاف ازدواج دایم به منظور تشکیل خانواده نیست لذا جدایی در آن آسان تر بوده و تعهدات مالی و غیر مالی درآن وجود ندارد . در حالی که در ازدواج دایم گویی شارع با وضع شرایط دشوار در طلاق به زن و مرد فرصت بازگشت می دهد که  از جمله شرایط برای تحقق طلاق ،  حضور دو شاهد عادل و اینکه زن در زمان طهر باشد(1140طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست......) لذا آنچه در نظر قانون گذار مهم است حفظ کیان خانواده و پایداری در حسن معاشرت بین زوجین است و قوانین خاص و متفاوت در ازدواج موقت بر این مطلب گواهی میدهد.


جالب است که  در دنیای غرب بعد از تجربه دو راهکار تلخ آزادی جنسی و سرکوب و به انزوا کشیدن آن ،" راسل " فیلسوف معروف انگلیسی ازدواج رفاقتی یا زناشویی دوستانه را مطرح کرد و شرایطی را برای این روش پیش بینی کرد:


 1- طرفین قصد بچه دار شدن نداشته باشند


2- جدایی آنان به آسانی صورت پذیرد


 3- پس از طلاق ، زن هیچ گونه حق نفقه نداشته باشد


در واقع راسل ازدواجی را پیشنهاد میکند که اندک  شباهتی به ازدواج موقت در اسلام دارد  . این مطلب درست است که به جای بی بند و باری وسرکوب غرایز جنسی ، آن را  کنترل کنیم ، آن هم برای قشری که امکان ازدواج را ندارند و از سوی دیگر از این موهبت الهی نیز بهره مند هستند ، اما به راستی در حال حاضر با وجود قوانین ومقررات محدود در این زمینه و عدم ضمانت اجرای کافی ، آیا ازدواج موقت در جامعه ضروری است ؟ و میتواند مانع از بسیاری از نابسامانی های جنسی در جامعه شود ؟ یا خود عاملی برای فساد و هوس بازی شده و ماهیت واقعی خود را از دست خواهد داد ؟


http://www.tebyan.net


9/6/86 ::  9:30 صبح


عکس فرستاده شده از طرف آقای محمد رسولیان


عزت نفس ، به شخص امکان می‌دهد تا توانمندی‌های درونی و ارزش‌های فردی خود را بشناسد.


اعتماد به نفس، سلامت جسمی و روانی افراد را تضمین می‌کند و آنها را خوش بین بار می‌آورد. اگر دانش‌آموزی که در یک درس ضعیف است، از درس دیگر نمره ی خوبی بگیرد، مطمئنا حس اعتماد به نفس ایجاد شده در او سبب می‌شود تا به دروسش بیشتر علاقه نشان دهد و می‌کوشد کمبودها را جبران کند.



 عزت نفس به شخص امکان می‌دهد تا توانمندی‌های درونی و ارزش‌های فردی خود را بشناسد.

اعتماد به نفس دقیقاً کارکردی یکسان در کودکان دارد، فقط در صورتی که نیازهای عاطفی اصلی آنها برآورده شود، آنها می‌توانند یاد بگیرند که خود را دوست بدارند و برای خود ارزش قائل شوند. بنابراین درک‌ نیازهای اصلی بچه‌ها اولین قدم جهت ایجاد رشد و پیشرفت به شمار می‌رود. فرزندان ما نیازهای فردی بسیار زیادی دارند ولی همه آنها را می‌توان در طبقه‌بندی زیر خلاصه کرد:


 احساس تعلق


 احساس تعلق در تقسیم‌بندی اول می‌آید، صرفاً به دلیل اینکه بچه‌ها موجوداتی اجتماعی هستند و اساسی‌ترین نیاز آنها این است که احساس پیوستگی کنند. آنها با آگاهی از اینکه به گروهی تعلق دارند، احساس امنیت می‌کنند.آشکارترین و بارزترین گروه، خانواده است. ولی وقتی بچه‌ها بزرگتر می‌شوند احساس می‌کنند که نیاز دارند به گروهی خارج از گروه خانواده متعلق باشند نظیر گروه دوستان، تیم‌ها و... و هدف اصلی آن است که بچه‌ها جای خود را در خانواده و دنیا باز کنند.


منحصر به فرد بودن


همه ما با سایر انسان‌ها تشابهی اساسی داریم، با وجود این همه ی بچه‌ها در حد خود منحصر به فرد هستند. پدر و مادرها اغلب ناآگاهانه تمایل دارند با تکیه کردن روی تشابهات میان خود و فرزندانشان و نادیده گرفتن یا نفی اختلافات بین آنها جلوی این کشف را بگیرند. لازمه کار این است که ما فرزندانمان را «جدا» ببینیم تا بتوانیم حس منحصر به فرد بودن آنها را تقویت کنیم. وقتی به این واقعیت پی‌می‌بریم و به آن احترام می‌گذاریم، بیشتر به صورت یک فرد مستقل به آنها نگاه می‌کنیم و لذا حس اعتماد به نفس آنها را تقویت می‌کنیم.


 قدرت<\/h2>

 احساس قدرت برای همه انسان‌ها مهم است. برای آنکه بچه‌ها احساس قدرت کافی داشته باشند، نیاز دارند که بدانند می‌توانند روی محیط خود تاثیرگذاشته و روی زندگی‌شان تا حدی کنترل داشته باشند. و برای رسیدن به این هدف به کمک ما نیاز دارند تا یاد بگیرند چگونه از مهارت‌ها و قابلیت‌های خود به نحوی مثبت برای تاثیرگذاری روی موقعیت‌ها استفاده کنند. احساس قدرت زمانی حاصل می‌شود که بچه‌ها ببینند در کارهایی که شروع کرده‌اند به موفقیت رسیده‌اند، هر بار که آنها در کاری موفق می‌شوند باورشان به خود و قابلیتشان چند برابر می‌شود.
آزادی بیان


کودکان باید قادر باشند آنچه را که فکر می‌کنند به زبان آورند. احساسات خود را آزادانه بیان کنند و آنچه را می‌خواهند و نیاز دارند، طلب کنند. فقط در صورت داشتن این آزادی‌هاست که حس هویت آنها منسجم می‌شود. آنها باید قادر باشند آزادانه بیندیشند حتی اگر افکار آنها با ما متفاوت باشد. وقتی بچه‌ها در محیطی بزرگ می‌شوند که این آزادی تحکیم و تقویت می‌شود، آنها فرصت می‌یابند تا به صورت یک فرد رشد کنند، آزادانه با ما وارد بحث و گفت‌وگو شوند و به غنای منابع درونی خود پی ببرند.


 برگرفته از : http://www.tebyan.net


1/6/86 ::  9:50 صبح


 



خانم دکتر راهب، در زمینه دختران فراری مطالعات زیادی داشته است. گذشته از تحصیلات آکادمیک، تجربه مددکاری در مرکز امیدوار، سرپرستی مرکز ارشاد و سرپرستی مرکز مداخله در بحران‌های اجتماعی را هم دارد. برای همین، سراغ ایشان رفتیم تا از دید کسی که سال‌ها با دختران فراری از نزدیک کار کرده، در مورد آنها حرف بزنیم. اول هم روی یک نکته تأکید کرد: «باید دختر فراری را از فرد مجرم جدا کنیم. به‌‌رغم اینکه ولگردی خودش جرم است اما نمی‌توانیم بگوییم هر دختری که فرار می‌کند، مجرم است. یا اینکه بخواهیم دختر فراری و زن روسپی را یکی کنیم. این درست نیست».


چرا دختران فرار می‌کنند؟<\/h2>

 یک عده به خاطر فقر اقتصادی شدیدی که در خانواده آنها وجود دارد و به دلیل برآورده نشدن نیازهایشان فرار می‌کنند. این دخترها فکر می‌کنند با فرارشان می‌توانند امکانات بهتری را از جامعه بگیرند.


 بعضی دخترها اغفال می‌شوند یا به خاطر بسته بودن خانواده، فرار می‌کنند؛ یعنی دختری با پسری دوست می‌شود و خانواده به هیچ عنوان آن را نمی‌پذیرد. دختر در محل یا شهری که زندگی می‌کند، برچسب می‌خورد و احساس می‌کند دیگر راهی ندارد جز اینکه از خانه فرار کند.


یکی دیگر از دلایل فرار، آشفتگی‌های خانوادگی است؛ تعارضات خانوادگی، خانواده‌های طلاق، خانواده‌هایی که پدر معتاد است، مادر معتاد است، پدر زندانی است، مدیریت خوبی در خانه وجود ندارد، وجود ناپدری، وجود نامادری و چیزهایی مثل اینها. تعارضات خانوادگی و آشفتگی‌ها، یکی از مهم‌ترین علت‌های فرار است.


  مسئله دیگری که به عنوان دلیل فرار وجود دارد اما کسی فکرش را نمی‌کند که در ایران هم وجود داشته باشد، بحث ناامنی در خانواده است؛ یعنی در خانواده‌ای که دختر  مورد سوءاستفاده جنسی پدر یا  برادر قرار گرفته یا احساس می‌کند که ممکن است این اتفاق برایش بیفتد. ما موردی داشتیم که خودش و خواهر کوچکش به دلیل این ناامنی از خانه فرار کرده بودند. خیلی از این بچه‌ها در سن کم فرار می‌کنند و سیستم‌های حمایتی را نمی‌شناسند. به همین دلیل، پناه می‌برند به اولین کسی که در کنارش احساس امنیت بکنند. این اولین نفر ممکن است مردی باشد که آنها را بدتر دچار آسیب کند.


 عامل دیگری که برای فرار دختران ذکر می‌شود، اختلالات روانی یا عقب‌ماندگی ذهنی در سطح مرزی است. در تقسیم‌بندی بچه‌ها، از نظر هوشی یک گروه عقب‌مانده‌های ذهنی هستند و یک گروه بچه‌های مرزی که مرز عقب‌مانده‌های ذهنی و بچه‌های سالم هستند. بچه‌های مرزی، خیلی زود فریب می‌خورند. چهره‌شان هم نشان نمی‌دهد که مشکل دارند اما به لحاظ هوشی طوری هستند که خیلی سریع تحت تاثیر قرار می‌گیرند.


 دختران فراری که در تهران بازداشت می‌شوند، خیلی‌هایشان دخترهایی هستند که در شهرستان‌ها یا حتی روستاها زندگی می‌کنند. گاهی اوقات، باندهای فساد در شهرستان‌ها جا می‌گیرند و خیلی راحت دخترهای یک شهرستان یا روستا را راهی تهران می‌کنند.  بعضی از این دخترها در باندها گرفتار می‌شوند و به جاهای دیگر فرستاده می‌شوند و بعضی‌هایشان هم گرفتار نیروی انتظامی می‌شوند.


 گاهی اوقات هم تهاجم فرهنگی عامل فرار است. تهاجم فرهنگی که فقط از غرب به شرق نیست. همین تلویزیون که تصویرش در یک روستا پخش می‌شود، دختر روستایی را به این فکر می‌اندازد که حالا چه خبر است در تهران! باید بلند شوم و بروم تهران! و واقعا این اتفاق می‌افتد و بچه‌ها خیلی آسیب می‌بینند.


 بعضی شیوه‌های تربیتی خانواده‌ها هم روی فرار دختران تاثیر دارد. مثلا خانواده‌هایی که خیلی متعصب هستند و از روش‌های استبدادی برای تربیت استفاده می‌کنند یا خانواده‌هایی که از بچه‌هایشان غافل‌اند؛ نه اینکه آزادی بدهند چون آزادی دادن به بچه‌ها خوب است اما غافل بودن نه. معمولا پدر و مادرهایی که خودشان مشکل دارند، این‌طوری‌اند.


 علت دیگر فرار در خیلی از شهرهای کشور، مسئله ازدواج و اجبار در آن است. ما مواردی داشتیم که اینها به دلیل جبری که در خانواده در مورد ازدواج‌شان وجود داشت، فرار کرده بودند.


چه تصوری از فرار دارند؟<\/h2>

  دخترهایی که فرار می‌کنند، تصورشان از فرار، به‌دست آوردن شرایط  واقعا خوب است. اما این تصویر رؤیایی شاید فقط 24 ساعت طول بکشد! خیلی از این بچه‌ها بعد از 24ساعت، فجایعی را تجربه کرده‌اند که درک کردن‌اش خیلی سخت است؛مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، کتک خورده‌اند، خانه‌هایی که از ترس به‌شان پناه می‌برند و بعد آنجا آسیب می‌بینند... ولی واقعا اکثرشان دنبال یک زندگی خوب‌اند و می‌خواهند محبت را تجربه کنند یا استقلال و خود بودن را؛ یعنی دنبال یک امید واهی هستند.


بخشی از تقصیرها هم گردن خود دخترهای فراری نیست؟<\/h2>

یک منحنی نرمالی وجود دارد که ما داریم در مورد فضای میانه آن حرف می‌زنیم. مثلا من اگر در طول کارم با 2000دختر فراری کار کرده‌ام، 1993 نفرشان در این شرایطی هستند که گفتم. 7نفر هم هستند که جزو شرایط استثنایی‌اند؛ یعنی خانواده خوبی دارند، شرایط اقتصادی مناسبی دارند ولی فرار کرده‌اند. در این موارد، احتمالا شرایط روان‌شناختی این دختر متعادل نبوده.


ولی الان به طور کلی دختر امروز دیگر شرایط زن40سال پیش را نمی‌پذیرد. طبیعی است که اگر جامعه همپای این تغییرات پیش نیاید، تعارض و شکاف ایجاد می‌شود و این تعارض و شکاف، جایی خودش را به عنوان یک پدیده و یک معضل اجتماعی نشان می‌دهد.


جبر موجود، آگاه شدن، فریب خوردن، زرق و برق و انتقال فرهنگی بدون اینکه زمینه‌های مناسبش به وجود بیاید، عوامل رخ دادن چنین معضلاتی هستند. من سال قبل روی دختران نوجوان یکی از مناطق روستایی اطراف تهران کار می‌کردم. کسانی که برای تفریح و برای اسکی آنجا می‌روند، زیاد هستند. این آدم‌ها لباس پوشیدن‌شان، روابط بینشان و ... روی دختر روستایی تاثیرگذار است؛ یعنی بدون زمینه‌سازی فرهنگی آن دختر فقط دارد آن زرق و برق را می‌بیند و در کنارش، محدودیت خانواده را.


اگر به بهزیستی بروند چه اتفاقی برایشان می‌افتد؟<\/h2>

حدود سال77 یا 78 بود که فرار دختران به عنوان یک معضل و بحران اجتماعی در جامعه مطرح شد و جامعه روی این مسئله حساس شد؛ در نتیجه، سازمان بهزیستی ستادی را ایجاد کرد . تعدادی از اینها که خانواده داشتند، بعد از مددکاری‌ای که روی خانواده انجام می‌شد، به خانواده ارجاع می‌شدند و بقیه که نیاز به بازپروری داشتند، به مراکز مختلف فرستاده می‌شدند.


بعد از این برنامه‌ها، سازمان بهزیستی به این نتیجه رسید که علاوه بر دختران و زنان فراری، خانم‌هایی هم هستند که نه مجرم‌اند، نه معتادند، نه فراری‌اند، بلکه در خانه‌هایشان هستند و  در منزل دچار مشکل شده‌اند. مثلا مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. برخلاف موارد قبلی که یا از طریق نیروی انتظامی به مراکز مددکاری معرفی می‌شده‌اند و یا از طریق سازمان زندان‌ها، این مورد خاص به صورت خودمعرف به مراکز مددکاری مراجعه می‌کند.


بنابراین مراکزی تاسیس شد به عنوان مراکز مداخله در بحران‌های اجتماعی یا اورژانس اجتماعی که کارش رسیدگی به زنان آسیب‌دیده اجتماعی بود. در تهران حوالی سال80 این مراکز در4 نقطه شهر تاسیس شد.


تبلیغات زیادی هم برای آن شد تا زنان و دخترانی که آسیب‌دیده اجتماعی هستند یا حتی دخترانی که از شهرستان‌ها فرار کرده‌اند و به تهران آمده‌اند، خودشان را به این مراکز معرفی کنند.در مراکز مداخله در بحران، یک تیم تخصصی هم تشکیل شد که سطح آسیب‌دیدگی و مرکزی را که باید به آن فرستاده شوند، تشخیص بدهد.


اگر به بهزیستی نروند<\/h2>

یک دختر فراری ابتدا مجرم نیست ولی دلایلی باعث می‌شود که او جرمی را انجام دهد. وقتی یک دختر فراری وارد جامعه می‌شود، چون جا و مکان ندارد، جذب خیلی چیزها می‌شود که اولین قدم در راه بزهکاری است. خیلی از این دخترها هستند که اصلا به بهزیستی نمی‌رسند. مثلا دختر فراری‌ای که وارد باندهای فساد می‌شود، ممکن است حتی به شهرها و کشورهای دیگری قاچاق شود  وحتی ممکن است بعد از مدتی،خودش وارد کار قاچاق مواد مخدر یا دختران شود.


چرا پسر فراری نداریم؟<\/h2>

در ایران نوع تعصب و دیدگاهی که در مورد دخترها وجود دارد، در مورد پسرها وجود ندارد. آسیب‌پذیری دخترها هم از پسرها خیلی بیشتر است. ممکن است خانواده‌ای که پسرشان به 18سالگی رسید، خودشان بخواهند که پسر مستقل باشد یا حتی به شهر دیگری برود و کار کند اما در خیلی از خانواده‌های ما اگر دختر یک شب از خانه بیرون بماند، دیگر به هیچ‌وجه نمی‌تواند به خانه برگردد؛ یعنی اصلا خانواده او را نمی‌پذیرد. مسئله دیگر، این است که خیلی از دخترها فرار می‌کنند چون آزادی‌شان خیلی کم و محدود است.


اما پسرها دلیلی ندارد که فرار کنند چون همان آزادی را دارند. حتی گاهی بعضی مادرها از اینکه پسرشان با چند دختر در ارتباط باشد، احساس افتخار هم می‌کنند! اما اگر پسری به دخترشان چپ نگاه کند یا لبخند بزند، فاجعه رخ داده. ما یک موردی داشتیم که متاسفانه از نظر هوشی هم در حد مرزی بود؛ دختر، چهره قشنگی داشت. در محل یک پسری به او توجه می‌کرد. ارتباط یا چیز خاصی هم نبود، فقط توجه بود.بعد بین برادر این دختر و پسر دعوا و درگیری می‌شود. دختر که خیلی ترسیده بوده، از خانه فرار می‌کند و می‌خواسته به خانه خواهرش برود که  نیروی انتظامی او را گرفته بود و آورده بود بهزیستی. فردای آن روز، برادر این دختر آمد و چون شناسنامه هم داشت، ما باید دختر را تحویلش می‌دادیم. فکر می‌کنید چه اتفاقی افتاد؟ برادر، دختر را برده بود در پارک لویزان دار زده بود. بابت چی؟ برای اینکه کسی در محل به او توجه کرده و یک شب هم خانه نبوده.


در این مراکز چه کاری برای دختران انجام می‌شود؟<\/h2>

قبل از هر چیز، مددکارها با دخترهای فراری مصاحبه‌ای انجام می‌دهند تا معلوم شود هر کدام نیاز به چه کاری دارند. اگر قرار باشد دختر به خانواده برگردد، مددکارها روی خانواده‌های آنها کار می‌کنند تا محیط خانواده برای برگشت دختر آماده شود. اما موردهایی هم هستند که نیاز به  نگهداری طولانی‌مدت دارند.


مثلا کسانی که خانواده ندارند، پدر یا مادرشان معتاد است یا اینکه اگر دختر به خانواده برگردد، امکانش هست که دچار آسیب بشود. اینها را به مراکز بازپروری منتقل می‌کنیم. در مراکز بازپروری اول مصاحبه‌های تشخیصی انجام می‌شود. اگر نیاز به خدمات مشاوره‌ای و روان‌شناسی باشد، کسانی هستند که این کار را انجام دهند. بعد برای دخترها کلاس‌های آموزشی داریم.


بچه‌ها بر اساس سطح استعدادها و توانایی‌هایی که دارند، حرفه‌ای را یاد می‌گیرند. اگر هم در سن مدرسه رفتن باشند، به مدرسه فرستاده می‌شوند؛ چون خیلی از دخترهای فراری در سنین پایین هستند. این بچه‌ها در حقیقت بقیه زندگی‌شان را در این مراکز ادامه می‌دهند تا جایی که یا ازدواج کنند یا شرایط خانواده برای برگشتن آنها آماده شود یا اینکه خودشان مستقل شوند. این فرایند پوشش سازمان بهزیستی برای زنان و دختران آسیب‌دیده اجتماعی است و همین مراکز در سطح مراکز استان‌ها وجود دارد و شهرهای استان را هم پوشش می‌دهد.


چرا NGO‌ها در زمینه دختران فراری فعال نیستند؟<\/h2>

کار کردن روی زنان و دختران آسیب‌دیده اجتماعی، کار خیلی سختی است. این کار نه بازدهی اقتصادی دارد و نه حتی آن احساس ارضاکننده‌ای که NGO‌ها به دنبالش هستند. به همین خاطر، خیلی از گروه‌ها در رابطه با نگهداری کودکان بی‌سرپرست یا کودکان خیابانی یا این‌طور چیزها کار می‌کنند اما در این زمینه، جز فعالیت یک NGO به نام انجمن احیا، فعالیت زیادی وجود ندارد.


 ضمن اینکه این مسئله آسیب‌هایی هم در پی داشته. مثلا من خبر دارم که متاسفانه در یکی از شهرهای حوالی پایتخت یک مرکز خصوصی که برای زنان و دختران فراری تاسیس شده بود، در همان مرکز آنها را به نحوی تحت آسیب قرار می‌داد  و تبدیل شده بود به باندی که دختران و زنان را برای درآمدزایی حتی به جاهای دیگر می‌فرستادند.


البته من اطلاع دقیقی ندارم اما می‌دانم چنین مسئله‌ای وجود داشت. به خاطر همین اتفاقات، مسئولان به این نتیجه رسیدند که بهتر است یک سازمان به صورت متمرکز روی بحث زنان و دختران فراری کار کند و بهزیستی شد مسئولش. نوع کار، کار بسیار دشواری است؛ مثلا در کانون اصلاح و تربیت، بچه‌ها در یک فضای بسته هستند و می‌شود روی آنها کنترل داشت اما در سازمان بهزیستی و در  مددکاری، اصلا این‌طوری نباید باشد.


دیدگاهی که در مددکاری وجود دارد، این است که باید با ایجاد یک رابطه مددکاری، مددجو را به جایی برسانیم که خودش یک زندگی سالم اجتماعی را بخواهد. من زمانی که سرپرست مرکز ارشاد بودم، بچه‌ها را می‌فرستادم به مدرسه.


 حتی می‌شد معلم به مرکز بیاید و درس بدهد اما من اعتقادی به این نداشتم. در حقیقت، می‌خواستیم بچه‌ها در جامعه حضور داشته باشند و الگوهایشان را از جامعه بگیرند و ما فقط راهنمایی کنیم.



  


منبع: همشهری                      سایت تبیان : http://www.tebyan.net


راستی می دونم این مطلب ربطی به بچه های کوچولو نداره اما به پدر و مادر های نوجوانان ربطی زیاد داره !


13/5/86 ::  2:25 عصر


 

تنبیه بدنی<\/h2>

تنبیه با اینکه شهرت بدی یافته است، روشی متداول برای تحت نفوذ درآوردن کودک است. تنبیه کودک معمولاً زمانی صورت می‌گیرد که دیگر تهدیدها و استدلال‌ها اثری ندارند. تنبیه بیشتر اوقات، با برنامه‌ریزی اعمال نمی‌شود، بلکه وقتی صبر و تحمل ما به پایان می‌رسد، مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای آن لحظه، به نظر می‌رسد  که تنبیه موثر است.  فشار محصور در والدین را از میان برده و کودک را حداقل برای مدتی کوتاه به اطاعت وا می‌دارد. همان‌طور که بعضی از والدین می‌گویند: «طوفان را  می‌خواباند.»


اگر تنبیه این چنین موثر است، پس چرا ما نسبت به آن احساس بد بینانه‌ای داریم؟ ما از استعمال قدرت، اندکی خجل می‌شویم و دائما به خودمان می‌گوییم: «باید که راه حل بهتر دیگری برای حل مشکلات باشد.»




اشکال تنبیه، در درسی است که به کودک می‌‌دهد. تنبیه، روش‌های ناپسندی برای مقابله با ناامیدی به کودکان یاد می‌دهد. این عمل به طور زننده‌ای به کودک می‌گوید: «وقتی اوقاتت تلخ است- بزن!»



ما به جای اینکه راه‌های گریز نجیبانه‌ای برای احساسات وحشیانه ی فرزندانمان ابداع کنیم و از این طریق قوه ی ابتکارمان را نشان دهیم، راههایی را پیش پای آنها قرار می‌دهیم که برای محیط جنگل خوب است.


تنبیه احساس گناه را به راحتی از میان می‌برد.


کودک که برای بدرفتاری خود تاوان داده است، اکنون برای تکرار آن مانعی در پیش نمی‌بیند. کودکان در بدرفتاری، آنچه را که «سلمافرایبرگ» برخورد دفترداری می‌نامد، توسعه می‌دهند- کودکان بدرفتاری می‌کنند، از این رو نامشان در قسمت بدهکار دفتر کل ثبت می‌شود، و بعد، هفته به هفته یا ماه به ماه، قسط‌های تنبیه خود را می‌پردازند. گاهی اوقات، کودکان والدین خود را برمی‌انگیزند که آنها را تنبیه کنند. والدین می‌گویند: «گاهی اوقات، آنها خودشان از ما تنبیه می‌خواهند.»


ما باید در کنترل گناه و خشم کودکی که خواستار تنبیه است به او کمک کنیم، نه اینکه خواسته ی او را برآورده سازیم. البته این کار آسانی نیست. در برخی مواقع، با بحث آشکار درباره ی بدرفتاری‌ها می‌توان گناه و خشم را کاهش داد. در مواقع دیگر، پافشاری‌های کودک را باید بدون انتقاد پذیرفت، اما باید محدودیت‌هایی درمورد رفتارهای او قایل شد  و سپس پافشاری‌های کودک را به سمت راه‌های گریز معلوم و قابل قبولی هدایت کرد. وقتی راه‌های بهتری برای بیان گناه و خشم  در اختیار کودک قرار گیرد، و وقتی والدین راه‌های بهتری برای تعیین و تحمیل محدودیت‌ها یاد بگیرند، نیاز به تنبیه بدنی نیز کاهش خواهد یافت.


برگرفته از سایت تبیان


10/5/86 ::  2:57 عصر


شیر مادر غذای منحصر به فرد و ایده آل برای کودک در شش ماه اول زندگی می باشد و تمامی نیازهای غذایی شیرخوار از لحظه تولد تا پایان شش ماهگی را تامین می کند. تماس بسیار نزدیک و مستقیم مادر و نوزاد از لحظه های اولیه بعد از تولد، نقش بسزایی در موفقیت شیردهی و تداوم آن دارد.


شیر خوردن نوزاد از سینه ی مادر

چربی و پروتئین شیر مادر بهتر از چربی و پروتئین شیرهای دیگر هضم و جذب می شود. به همین دلیل دردهای قولنجی، جمع شدن گاز، استفراغ و حساسیت نسبت به پروتئین در این شیرخواران کمتر مشاهده می شود. ترکیب شیر مادر همراه با رشد شیرخوار تغییر پیدا می کند، چربی شیر مادر در شروع هر وعده شیردهی کمتر است و به تدریج بیشتر می شود، این تغییرات به سیر نگه داشتن و افزایش وزن شیرخوار کمک بزرگی می کند.


میزان کلسیم شیر مادر از میزان کلسیم شیر گاو کمتر می باشد، ولی نسبت کلسیم به فسفر در شیر مادر به گونه ای است که ضریب جذب کلسیم شیر مادر از شیر گاو بیشتر می شود.


آهن شیر مادر اگرچه کم است، ولی بیش از 50 درصد آن جذب می شود.


میزان ویتامین های موجود در شیر مادر بستگی میزان مصرف ویتامین توسط مادر دارد، اگر مادر از نظر سبزیجات و میوه ها تغذیه مناسبی داشته باشد، شیرش از نظر وجود ویتامین ها غنی می باشد.


تغذیه با شیر مادر منجر به افزایش مصونیت شیرخوار در برابر عوامل عفونی می شود، طوریکه دیده شده میزان مرگ و میر در اثر اسهال در بچه های زیر 2 سال، در بچه هایی که از شیر خشک تغذیه می شوند 18 برابر بچه هایی است که از شیر مادر تغذیه می شوند و این نسبت در مورد عفونت های تنفسی 4 برابر است. بنابراین در زمان بیماری کودک و  اسهال نباید شیر مادر قطع شود.


در شیرخوارانی که از شیر مادر تغذیه می کنند، مشکل چاقی، افزایش کلسترول در بزرگسالی و خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی کمتر است. همچنین میزان ابتلا به آسم و اگزما در شیرخوارانی که از شیر مادر استفاده می کنند بسیار کمتر است؛ به ویژه در خانواده هایی که پدر یا مادر یا یکی از افراد خانواده مبتلا به نوعی بیماری آلرژیک هستند.


عفونت خون و عفونت ادراری در کودکانی که با شیر مادر تغذیه نمی شوند بیشتر است.


جالب است بدانیم شیر مادر ضریب هوشی کودک را افزایش می دهد.



مصرف آغوز یا کلستروم توسط نوزاد ضروری می باشد. آغوز شیری است که در چند روز اول بعد از زایمان ترشح می شود و با وجود اینکه حجم کمی دارد، برای تامین نیازهای کودک کافی است. همچنین دارای موادی است که کودک را در مقابل بیماری ها و عفونت ها مقاوم می کند. این شیر خواص ضد میکروبی و ضد ویروسی قوی دارد و مقاومت بدن نوزاد را در مقابل بیماری ها بالا می برد.

هنگام شیر دادن تماس، پوستی و ارتباط چشمی مادر و شیرخوار اهمیت فراوانی در رشد عاطفی کودک و تداوم شیردهی مادر دارد. به همین دلیل از شیر گرفتن ناگهانی نوزاد می تواند اثرات روحی بدی در نوزاد داشته باشد و باعث بی اشتهایی او شود که نهایتاً منجر به سوء تغذیه می گردد. 


توصیه ما این است که هر دفعه شیر از یک سینه به شیرخوار داده شود تا علاوه بر تغذیه شیرخوار از شیر غنی از چربی، در انتهای تغذیه، پستان به طور کامل تخلیه شود که این امر منجر به افزایش تولید شیر در مادر می شود.


نکته


مادران عزیز توجه داشته باشند تنها روش برای تشخیص سوء تغذیه نوزاد اندازه گیری ماهانه ی قد و وزن او است. به عبارت دیگر "منحنی رشد" وسیله ی تشخیصی مناسبی برای سوء تغذیه می باشد.


استفاده از منحنی رشد در 5 سال اول زندگی کودک مهم است. به ویژه در شش ماهه ی اول زندگی، نوزاد باید از نظر قد و وزن تحت کنترل باشد و سیر نزولی(کاهش) و حتی عدم افزایش قد و وزن می تواند خطرناک باشد، ولی از 2 سالگی به بعد نوسانات ماهانه اهمیت خود را از دست می دهند.



دکتر زهرا ذو علم – متخصص کودکان و نوزادان


1/5/86 ::  10:10 صبح


 


در جهان بیش از 10 میلیون کودک با اینترنت سر وکار دارند آنها برای دستیابی به اطلاعات و برقراری ارتباط با دوستان و اعضای خانواده از طریق نامه الکترونیکی آموختن مهارت های رایانه ای و شرکت در بحث به اینترنت مراجعه می کنند


کودکان ساکن روستاها می توانند با استفاده از اینترنت موزه ها یا مکان های دیدنی شهرها و سایر کشورها را ببینند کودکان بیمار و ناتوان می توانند با سایر همسالان خود گفتگو کنند و از احساس تنهایی خود بکاهند . نوجوانان هنگام Chat کردن با دوستان اینترنتی خود در مورد افکار و احساسات مهم و ناراحت کننده ای که در خویش سراغ دارند راحت تر سازگاری پیدا می کنند در بعضی کشورها حدود 80% مدارس ابتدایی و راهنمایی به اینترنت دسترسی دارند و بسیاری از مشاغل به مهارت های اینترنتی نیازمند می باشند . مع الوصف لازم به تذکر است کار با رایانه و اینترنت موجب بهبود وضعیت تحصیلی کودک نمی شود . کودکان بهترین آموزش را با داشتن معلمین مجرب و تحصیل در کلاس های کوچک تر بدست می آورند . برای استفاده موثر از این ابزارهای الکترونیکی به آموزگاران ماهر و زمان کافی نیاز است تا دانش آموزان مورد توجه و تربیت انفرادی و مناسب قرار گیرند.


خطرات اینترنت


1-    اشخاص ناشناس و حتی افراد کودک آزار می توانند سهمی در برقراری ارتباط با کودک از طریق E-mail  و Chat room داشته باشند


2-    دریافت E-mail با محتوای جنسی


3-    دسترسی آسان به پایگاه هایی که تصاویر مربوط به بی مبالاتی های جنسی و خشونت ورزی و مصرف مواد را تبلیغ می نمایند


4-    مواجهه با اطلاعات عجیب غلط و زبان های غیر متعارف


5-    ظاهر شدن پیام های مستهجن بر روی صفحه


6-    اینترنت مثل تلوزیون می تواند زمان لازم برای مطالعه بازی فعالیت های اجتماعی و بودن در دنیای واقعی را کاهش دهد


7-    کوکان علاوه بر دیدن صفحه رایانه نیاز دارند سایر حواس خود را مانند بوییدن شنیدن و حس کردن پرورش دهند


8-    بدنبال با استفاده زیاد از رایانه چشم دست و ستون فقرات کودکان آسیب می بیند


9-    تبلیغات مربوط به مصرف سیگار و الکل بر صفحه اینترنت بدون محدودیت برای کودکان ظاهر می شود


10-           سوء استفاده از کودکان در آگهی های بازرگانی با استفاده از بولتن ها جوایز بازی ها و تصاویر رنگی


11-           غالبا برای مقاصد بازا ریابی با استفاده از شخصیت های آشنای کارتونی از کودکان اطلاعات شخصی گرفته می شود


12-           از قصه گویی برای فروش کالاهای تجاری استفاده می شود نه ایجاد کنجکاوی در ذهن پویای کودکان


نکاتی برای والدین


در  مورد اینترنت اطلاعات بیشتری به دست آورید و مهارت خود را در استفاده از آن افزایش دهید


فعالیت های سنی و رشدی مناسب با کودکان خود را تعیین کنید مثلا کودکان سنین دبستانی به نظارت مستقیم و هشدار مداوم در مورد تبلیغات و ارتباط با Chat room نیاز دارند لازم است به نوجوانان یادآوری شود که به رعایت نکات ایمنی در اینترنت و مدت زمان استفاده از آن توجه داشته باشند


همراه با کودک از اینترنت استفاده کنید . با هم پایگاه ها را جستجو کنید نقش تبلیغات را توضیح دهید . بر خطرات اصلی اینترنت تمرکز کنید . این قانون مطلق را تکرار کنید هرگز کسی را از طریق اینترنت ملاقات نکنید این قانون را مرتب تکرار کنید از نرم افزارهای بلوک کننده مثل Net Name caser و patrel استفاده کنید


پایگاه های کتاب خوانی برای کوکان مناسب هستند و او می تواند به تنهایی به آنها مراجعه کند برای نظارت آسان تر والدین بر کودکان باید رایانه را در محلی عمومی و قابل دسترس برای همگان قرار داد


اجازه ورود به Chatroom را فقط با نظارت بدهید


در مدت زمان استفاده از اینترنت الگوی خوبی برای کودک باشید زمان استفاده را به هدفی خاص محدود کنید


همه نرم افزارهایی را که به خانه آورده می شوند ارزیابی کنید


در مورد مسائلی که در رابطه با فعالیت های رایانه ای و اینترنتی در   مدرسه   کودک اتفاق می افند اطلاعات به دست آورید  


برگرفته از سایت :http://www.professorsoltanzadeh.com/


30/3/86 ::  3:0 عصر


سلام امروز آمدم چند تا سایت کودکانه را معرفی کنم و درباره شوون کمی هم توضیح بدم.

 

-1سایت زیبای نو نهال که بازی های بسیار و شعر و داستان و … دارد ، بهتون توصیه می کنم حتما برید واقعاً عالیه حرف نداره.

لینک:http://www.nonahal.com/

 

 

٢-سایت کودکان که این هم بسیار عالی است و داستان های بسیار  هم برای کودکان و هم برای نوجوانان دارد و خلاصه هر چی بگم  کم گفتم.

لینک:http://www.koodakan.org

 

 

٣-سایت پروفسور سلطان زاده: این سایت برخلاف دو سایت دیگر برای بچه ها نیست بلکه برای والدین آن ها است . در این سایت می توانید در بخش دانستنی های پزشکی اطلاعات زیادی راجع به تغذیه ی کودکان ، رشد آن ها و بیماری های آنها و ... به دست آورید . توصیه می کنم به این سایت حتما سر بزنید.

 

لینک:http://www.professorsoltanzadeh.com

 

 

خوب فعلا همین سه تا را سر بزنید تا بعد  تعداد بیشتری  قرار دهم.

نظر یادتون نره که ناراحت می شم.

 

 

 

 

 

 

 

 


23/3/86 ::  2:2 عصر


گردش لاك پشت ها 

 

 

يكي بود يكي نبود . خانم لاك پشت و آقا لاك پشت تصميم گرفتند كه همراه پسرشان به گردش بروند .بروند . آنها  بيشه اي كه كمي دورتر از خانه اشان بود را انتخاب كردند .

وسايلشان را جمع كردند و به راه افتادند و بعد از يك هفته به آن بيشه قشنگ رسيدند .

 

 

 

سبدهايشان را باز كردند و سفره را چيدند ولي يكدفعه مامان لاك پشته با ناراحتي گفت : يادم رفت درقوطي بازكن را بياورم .

پدر لاك پشت به پسرش گفت : پسرم تو برگرد و آن را بياور .

پسرك اول قبول نكرد ، ولي پدر برايش توضيح داد كه ما بدون دربازكن نمي توانيم قوطي ها را باز كنيم و چيزي بخوريم و صبر مي كنيم تا تو برگردي . ما به تو قول مي دهيم

 پسرك با ناراحتي به راه افتاد

 

 

 

 

سه روزگذشت ، آنها خيلي گرسنه بود . ولي چون قول داده بودند ، باز هم انتظار كشيدند .

يك هفته گذشت ، مادر به پدر گفت : مي خواهي چيزي بخوريم ، او كه نخواهد فهميد .

پدر گفت : نه ما قول داده ايم و بايد صبر كنيم .

خلاصه سه هفته گذشت . مادر گفت : چرا دير كرده بايد تا حالا مي رسيد .

 

 

 

 

پدر گفت : آره حق با شماست ، بهتر است تا او برگردد ، لااقل ميوه اي بخوريم .

آنها ميوه اي بر داشتند اما قبل از اينكه بخورند صدايي به گوششان رسيد كه گفت : آهان ! مي دانستم تقلب مي كنيد .

اين صداي بچه لاك پشت بود كه از پشت بوته ها بيرون آمد .

و گفت : ديديد زير قولتان زديد ؟ چه خوب شد كه نرفتم !

برگرفته از سایت زیبای:http://www.koodakan.org